العلامة المجلسي

1300

حياة القلوب ( فارسي )

نخواهم آمد اينك بيرون آمدم واز جبين من عرق مىريزد ؛ پس گفت : اكنون ايمان مىآوريد به من ؟ گفتند : نه ، آتشى بود كه بيرون آمد وبرگشت . پس فرمود : من در فلان روز خواهم مرد ، چون بميرم مرا دفن كنيد وبعد از چند روز گله‌اى از گورخر بر سر قبر من خواهند آمد ودر پيش ايشان گورخر دم بريده‌اى خواهد بود وبر سر قبر من خواهد ايستاد ، در آن وقت قبر مرا بشكافيد ومرا بيرون آوريد وهر چه خواهيد از من بپرسيد كه خبر خواهم داد شما را از آنچه بوده وخواهد بود تا روز قيامت . چون آن حضرت فوت شد وأو را دفن كردند ورسيد روز وعده‌اى كه أو كرده بود وبه همان نحو كه فرموده بود ، گلهء وحشيان به همان علامت كه فرموده بود ظاهر شدند وبر سر قبر أو ايستادند وقوم أو آمدند وخواستند كه أو را از قبر بيرون آورند پس بعضي گفتند : در حيات أو ايمان نياورديد به أو بعد از فوت أو چگونه ايمان مىآوريد ؟ اگر أو را از قبر بيرون آوريد در ميان عرب ننگى خواهد بود براي شما . پس أو را به حال خود گذاشتند وبرگشتند . وأو در ميان زمان حضرت عيسى عليه السّلام وحضرت محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بود ، واسم آن دختر « محياة » بود « 1 » . مؤلف گويد : اين أحاديث معتبرتر است از حديثي كه پيش گذشت كه خالد پيغمبر نبود ، وذكرش در دعاى امّ داود نيز مؤيد اين أحاديث است ، واللّه يعلم .

--> ( 1 ) . كافى 8 / 342 وقصص الأنبياء راوندى 276 وكمال الدين وتمام النعمة 660 .